على محمدى خراسانى

22

شرح مكاسب (فارسى)

رسيد يعنى به اهلش داده شد كه فقراء و مساكين و . . . باشند ، سادات فقيرو . . باشند ، آنها هم مالك عين گوسفند « مثلًا » مىشوند و هم منافع اموال زكوى و خمسى را مالك مىشوند . 5 - زمين‌هايى كه با قهر و غلبه فتح شده است كه اينها ملك همهء مسلمانها است ولى مالكيّت مسلمين نسبت به اين اراضى با همهء انواع مالكيّتهاى مذكور فرق دارد يعنى مسلمانان مالك مطلقِ اين زمين‌ها نيستند و اين اراضى ملك طلق آنها نيست كه مثلًا يك ميلياردم فلان زمين مالِ زيد باشد و حقّ داشته باشد بفروشد و . . . يا از او به وارث منتقل شود . و نيز از قبيل اوقاف خاصّه هم نيست كه منافعش ملك طلقِ مسلمانها باشد و هر گونه خواستند از منافع استفاده كنند . و نيز از قبيل وقف عام يا اخماس و زكوات هم نيست كه با قبض كردن ملك طلق كسى شود ، بلكه ملكيّت مستقّلى است كه دليل خاصى بر آن داريم ( در ادامه خواهد آمد ) و معناى اينكه اراضىِ كذائى مال همهء مسلمانها مىباشد اينست كه : محصولاتِ اين اراضى بايد در جهت مصالح مسلمين مصرف شود و هر كجا كه حاكم شرع مصلحت بداند خرج مىشود نه اينكه ميان آحاد مسلمين بطور مساوى تقسيم شود . قوله : ثمّ انّ : دليل بر اينكه زمين‌هاى مفتوحةُ عنوةً ملك همهء مسلمين مىباشد ، عبارتست از : 1 - اجماع : ادعّاى اجماع شده بر ملك مسلمانها بودنِ اين اراضى . 2 - نصوص : رواياتى هم بر اين معنا دلالت مىكند از قبيل : مرسلهء حمّاد بن عيسى كه در فرازى فرموده : « و الارضون التّى اخذت عنوةً بخيلٍ اوركاب فهى موقوفه متروكةٌ فى يدى من يعمّرها و يحييها و يقوم عليها على ما صالحهم الوالى على قدر طاقتهم من الحقّ الخراج النصف او الثلث . . . « 1 » [ ولى از اين فراز استفاده نمىشود كه اراضىِ كذائى ملك مسلمين است و فرازهاى ديگر هم اصلًا دلالتى ندارد ، آرى حدّاكثر دلالت دارد بر اينكه خراج و مالياتِ اين اراضى بايد در مصالح عامّهء مسلمين صرف شود . ]

--> ( 1 ) . وسائل الشيعه ج 6 ، ص 365 ، باب دوّم حديث اوّل .